او خوش شانس با یک آهنگ از یک بیمار که قربانی COVID-19

نظر

من داوطلب در یک COVID واحد در یک بیمارستان عمومی در بروکلین برای یک هفته در آوریل سال 2020 است.

من کلی اطفال در زندگی واقعی و مطمئن نیستم ایالت نیویورک را به من در پیشنهاد من برای کمک به در طول بیماری همه گیر کوروناویروس اما به تعداد بیماران مبتلا به بیمار نصب شده و منحنی از بیماری و مرگ کشیده تا کنون به سمت بالا من تلفن کردم به رفتن.

فهمیدم که من نمی خواهد برای این آماده شده اما من داوطلب سالانه در یک کلینیک در گواتمالا و می دانم که من می تواند تحمل سختی و عدم قطعیت است. بزرگترین ترس من این بود که من می رسند و بی فایده است. که قطعا چنین نیست.

من یک پزشک و یک پرستار و یک مددکار اجتماعی و یک جایگزین عضو خانواده است.

من هم قابل درک است که من هدیه ای از پنج روز بود و یک قطره در سطل در مقایسه با آنچه که همکاران من به طور دائم مستقر در بروکلین شده بود و ادامه خواهد داد به, و بنابراین من آورده تشویق و عید پاک آب نبات به عنوان به خوبی.

لیست از چیزهایی که من را شگفت زده شامل هر دو مثبت و منفی.

این هتل با استعداد به من ایالت نیویورک بود در یک محله نا امن. هر اینچ از آن بوی مانند ماری جوانا.

من رانندگان مورد ستایش قرار داد از جامائیکا, اردن, هائیتی و غنا. آنها به صفحه اصلی راه حل سیاسی دیدگاه و نعمت از خانواده خود را.

بیمارستان خود بود و هر دو عجیب و غریب و آشنا. در حالی که آن را به حال شده است در دهه های پس از من تا به حال رسما گرد در این بخش با یک تیم پزشکی از آن آسان بود به اندازه کافی به لغزش و بازگشت به الگوی آشنا از همه پزشکان بیمارستان – تماس و پاسخ کر از حضور پزشک به کارآموز به ساکن به عنوان ما صبح دور, نمودار دور و هیپوکسی دور.

آنچه به طور کامل به من شگفت زده بود که چگونه من در عشق با بیماران من.

من یک بچه فرد است.

من می خواهم به ساقه نسیم با 7-ساله را مسخره چهره در نوزادان و تظاهر به خوردن کودکان نو پا’ پا. و در حال حاضر در اینجا من احاطه شده توسط مردم در 60s, 70s و 80s بودند که مبارزه برای زندگی خود و هولناک تر از همه تنها بودند.

من هرگز دیده می شود یک بیمارستان بدون بازدید کنندگان و به عنوان مزاحم به عنوان اعضای خانواده می تواند به من به شما بگویم در حال حاضر است که نقش خود را در مراقبت از بیمار بسیار ارزشمند است. بارها من راه می رفت به بيماران اتاق و پیدا کردن یک ماسک اکسیژن کاهش یافته است بر روی زمین یا آب بیش از حد دور از تشنه ،

PL شد 76-سال-بانوی پیر با فيبروز ريوی و چشم هایی که برق زد. او تا به حال بسیاری می گویند او به عنوان huffed و اغراق در زیر ماسک اکسیژن متصل به چهره او.

او گفت که این نوع از چیزهای دیگر بیماران ترس بیش از حد یا بیش از حد خسته به اعتراف. “من را ترک نمی کند” و “من می ترسم.”

این سخت است برای شنیدن زمانی که شما نیاز به نگه داشتن در حال حرکت به بعدی بیمار در 36 تخت, واحد, تا زمانی که من می تواند من را سرقت و پشت خود را به بالین او به صحبت.

من یاد گرفتم که مادر بزرگ او شد یک چروکی. پدر بزرگ او بود از یک جزیره است. او در کارولینای شمالی و از دست رفته آن درختان زیبا.

او فرزندان و نوه های خود به تاریخچه سربازی و برخی از آنها در حال حاضر در حال خدمت در خارج از کشور در حالی که او مبارزه خود را مبارزه با COVID-19 در بروکلین.

در بعد مکالمات او به من گفت که او استفاده می شود به مراسم تشییع جنازه مدیر. چگونه عجیب و غریب به تماشای او مبارزه امکان مرگ در حالی که در همان زمان او پس از آشنایی با این حرفه ای.

از دست دادن پدر من

پدر من درگذشت این پاییز گذشته در حالی که من در فرودگاه به شدت در تلاش برای دریافت از نیویورک به لس آنجلس. من همیشه فکر می کردم من خواهد بود در کنار او هنگامی که او در زمان خود آخرین نفس. چگونه مغرور من فکر می کنم من می تواند استاد از سرطان, برنامه, سرطان لوزالمعده برنامه کمتر.

من جذب این خبر از مرگ او در حالی که در یک شاتل بین پایانه های A و D در دالس. من نشسته به تنهایی در میان یک جمعیت از مردم خواندن اخبار از یک پیام متنی بر روی گوشی من.

راهبه جوان نشسته به حق من احتمالا هفت فوت دور از من و من تعجب اگر من باید به او بگویید. نباید شخص دیگری در کنار من می دانم که در این مورد در حال حاضر ؟ اما به عنوان من گفت: او جوان بود و من مطمئن هستم او خواهد بود آماده برای آنچه که درون جوش من در آن لحظه. من امان از این بی دست و پا مکالمه.

در بروکلین بیماران من مبارزه برای زندگی خود را دارند و بر خلاف پدر من که باید عزیزان با او تنها بودند.

در آخرین روز از PL زندگی او به من گفت که او تا به حال آموزش داده شده است به عنوان یک خواننده اپرا. من او را خواسته اگر او را می خوانم به من. با 10 لیتر اکسیژن انفجار به صورت او سنگ به من در فرانسه.

من آرزو می کنم من می توانم به یاد داشته باشید این آهنگ. ملودی آن مثل آن خواننده در حال حاضر کسانی به من اما آواز خواندن او بود و او wispy صدا بود به طور غیر منتظره ، من تبدیل به اکسیژن پایین کمی و ما را تشویق می کردند و با هم در پیشرفت او ساخت که بعد از ظهر.

چند ساعت بعد من peeked پشت در بود شوکه شده در این تغییر که بر او آمده بود. او در فرانک تنفسی پریشانی ذهن خود را متمرکز تنها در تنفس و اضطراب در مورد تنفس نیست.

من لنگ تا اکسیژن ماند و با او چند دقیقه قبل از در حال اجرا به بقیه تیم.

ما نشسته با او را برای یک ساعت در ابتدا ارائه اطمینان و سپس, وقتی که دیگر کافی به نظر می رسید ما به نام برای تقویت تنفسی از درمان است.

او نیاز به کمک بیشتری به نفس — نه یک ونتیلاتور اما یکی دیگر از دستگاه به نام bi-pap که بیشتر به شدت فشار اکسیژن به عدم ریه ها.

ما منتظر عذاب آور ساعت برای تنفسی درمانگر آمده است. من برگزار شد دست او و مالش سر او و به یاد او به فکر می کنم در مورد جنگل های کارولینای شمالی.

پس از PL در نهایت به روشن bi-pap او بدتر شد و من متوجه شدم که من در مورد به شهادت بیهوده و خشونت مبارزه کنند.

سلاح های مدرن پزشکی نمی شد به اندازه کافی برای پیروز شدن بر این افتضاح ویروس از او خسته ریه این همان ریه ها است که او را قادر به آواز خواندن برای من در فقط چند ساعت پیش از آن.

من FaceTimed خانواده اش, از گوشی من, به طوری که آنها می توانید ببینید او مبارزه و به درخواست مجوز خود را به تغییر مسیر است. هدف من این بود که به من آرامش و آسایش است. من نمی تواند ضرب و شتم این ویروس. همه من می تواند انجام دهد این بود که بگویم آن است که ما نمی خواهید به بازی با آن در قوانین دیگر.

موفقیت برای من خواهد بود تعریف صلح و چیزی بیش از آن. ما به او Dilaudid و روشن او را به راحت تر ماسک اکسیژن. من برگزار شد تا او قادر به بی اراده کار کردن به خواب و پس از آن من او را به نام خانواده دوباره به طوری که آنها می توانید ببینید که او در صلح است.

من احساس گناه ترک بیمارستان که شب

من می خواستم برای ماندن با PL تا آخرین لحظه اما من با توجه به عقب در واحد صبح و من نمی دانم چگونه او زندگی می کنند. من سمت چپ او استراحت به راحتی و در مراقبت از دو تا از مهم ترین و مهربان ساکنان, من می دانم. PL درگذشت حدود یک ساعت قبل از من شیفت بعدی آغاز شده است.

من هرگز او را فراموش کرده ام – او چشمان درخشان و صدای زیبا و قوی دست که فشرده معدن و برگشت.

نیز هرگز فراموش نخواهم کرد من هفته در بروکلین و درس COVID-19 من آموخت.

این یک هفته از مرگ و زندگی و تشویق برای کسانی که کردم بهتر است و عزاداری برای کسانی که نمی. و در حال حاضر من می دانم که من هستم کسی مستعد ابتلا به سقوط در عشق با من همکار انسان حتی اگر این به معنی آن خواهد شکست قلب من نیز هست.

من غنی تر فرد برای داشتن شناخته شده است و من افتخار دارم که او برخی از آخرین لحظات با من, حتی اگر من در حال حاضر در سمت چپ با یک توده در گلو من زمانی که من به یاد داشته باشید که او می تواند آواز خواندن به زیبایی صرفا ساعت قبل از این ویروس خود را در زمان دور.

گرچن Volk, M. D. یک پزشک در Westside اطفال در دروازه.

این دموکرات و وقایع نیست نام بیمار در این مقاله به عنوان یک حسن نیت ارائه میدهد به خانواده اش و مقاله نویس های اطلاعات است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>