شلخته میانسال مامان: بچه ها من گرفت و با تمیز کردن اشکال

من راه می رفت به آشپزخانه من این صبح و کشف چیزی بی سابقه در رفتن: من پسر یوزپلنگ پسر بود تمیز کردن آشپزخانه. و هیچ کس به او گفت. او درست کردم و آن را.

در لحظه ای که دختر در راه می رفت به طور کامل لباس و اعلام کرد او در حال رفتن به تمیز کردن ماشین خود را.

“چه چیزی اشتباه است با شما مردم؟” من کمربندش را بست. “آیا شما شده است توسط غلاف?”

بچه ها فقط به من نگاه کرد و گفت: “چه یک غلاف?” به نظر می رسید غیر ممکن است برای من که نمی دانم چه غلاف بود با توجه به چگونه بسیاری از فیلم های ترسناک را که دیده اما من اجازه دهید آن عبور کند.

من فقط خوشحال بودند تمیز کردن چیزی. بدون اینکه دستور به انجام این کار.

هر دو از بچه های من همیشه خیره به عنوان بیلی بز هر کدام در راه خود را. من bemoaning این دوست من یک روز او مرا به سمت یک آینه و گفت: “هی تعجب می کنم که آنها می تواند بدست که؟” و این درست است که ما فیشر همواره iconoclastic دسته که در آن ما می خواهم به انجام آنچه که ما می خواهم به انجام است.

زمانی که پدر و مادرم طلاق گرفته در حالی که من در کالج بود پدر من پرتاب شد و به زندان برای اهانت به دادگاه به دلیل امتناع از به مادر من ملک قاضی اهدا کرده بود ،

او فقط فکر نمی کنم او باید آن را دریافت کنید. خوش آمدید به دوران کودکی من.

واضح است که این لجبازی پرورش است نه طبیعت پس از من به تصویب رسید من بچه ها زمانی که آنها در سنین سه و پنج. اما این تقصیر من نیست. دختر که در حال حاضر 21, تنها, چهار, وقتی به من گفت او را به شستن دست های خود را برای صرف شام. من به او گفتم یک بار. من به او گفتم دو بار. بار سوم من ممکن است مطرح کرده اند صدای من کمی.

“مامان” او گفت: برافروخته به عنوان او تبدیل به تابش خیره کننده در من. “آیا شما نمی بینید که من انجام شده بود چیز دیگری است؟” آره. شانزده سال بعد و او هنوز همان است.

هنگامی که او تصمیم می گیرد او را به انجام کاری هیچ چیز — نه رشوه و نه cajoling نه تهدید — خواهد ذهن خود را تغییر دهید.

برادر او نیز خیره ولی نرم و قابل انعطاف تر. رشوه تقریبا همیشه با این نسخهها کار با او. او پول بسیار با انگیزه است.

من می دانم که برخی از شما در حال فکر کردن “Tsk tsk اگر شما هم یک مادر خوب پسر خود را خواهد اطاعت شما بدون رشوه.”

خوب عسل شما حتی نمی دانید که نیمی از آن. هنگامی که یوزپلنگ پسر نقل مکان کرد و در سن پنج بداخلاقی بودند سرگرمی خود را. او دوست داشت خود را پرت کردن بر روی هر سطح در دسترس و فریاد. آن را بسیار سخت به سرسخت جریان هنگامی که او تا به سرعت.

یک بار من از او پرسیدم به خالی کردن ماشین ظرفشویی. راه خود را برای بیان نارضایتی خود را بیش از این بود که با صدای تلپ پایین در مقابل ماشین ظرفشویی و شروع به جیغ. طبق معمول من فقط flummoxed. پس من نشستم کنارش و شروع به جیغ, بیش از حد. او فریاد زد. من داد زدم عقب. من مسن تر و بلندتر. در چند دقیقه او گریه عمو. که آخرین اوقات تلخی بیش از ماشین ظرفشویی.

با وجود خوک-headedness من نیاز به آنها را به انجام کارهای. من دیدم دوستان من که بچه ها چیزی در اطراف خانه آنها هنوز هم تنبل امروز.

“اوه, خوب, او, ویولن سل, درس و معلم ریاضی من فکر می کنم که به اندازه کافی” دوستان من را می گویند. من من به نوبه خود به طوری که آنها می توانید ببینید من چشم رول. برخی از این کودکان به 25 سال و هنوز هم اجازه مامان شسته شده خود را انجام.

هنگامی که شما رشد می کنند تا فقیر مثل من به شما کمک کند در اطراف خانه و هنگامی که شما 16 شما یک کار. چون حدس بزنید چه ؟ شما ممکن است همیشه بازی ویولن سل, اما شما همیشه می خواهید به کار و انجام ظروف.

بچه ها من بودند نه تنها زمانی که آنها شروع به انجام لباس های شسته شده خود را. من کشف کرد که آنها نمی تاشو لباس های شسته شده تمیز من به آنها برای قرار دادن دور. در عوض, آنها, پرتاب آن را به کثیف سبد لباس های شسته شده. خنده دار, هنگامی که آنها تا به حال آن را بشویید, خود را, آن را صرف زمان زیادی را کمتر وجود دارد.

آنها مسئول اموال خود را. اگر آنها نمی تواند پیدا کردن خود را soccer cleats در اتاق خواب خود را, آنها تا به حال برای توضیح به مربی به همین دلیل آنها نمی تواند به بازی. که معمولا تنها یک بار اتفاق افتاده است.

من نادیده گرفته شده اتاق خود را زمانی که آنها نوجوانان, برای جلوگیری از سکته. اما هنگامی که آنها تبدیل شد twentysomethings چیزی عجیب و غریب شروع به اتفاق می افتد. یک بار در در حالی که یک بچه می گویند هیچ دلیل روشنی “من تمیز کردن اتاق من امروز.” و بعد سنگین کیسه پس از سنگین کیسه ظهور کرد و از اتاق و رفتن مستقیم به سطل زباله. من تا به حال به مقاومت در برابر اصرار به نگاه را از طریق کیسه — چون من کاملا مطمئنم که همه قیچی حوله و چنگال از دست رفته در اطراف خانه ما بودند در آن وجود دارد — اما من تصمیم به اجازه دهید آنها را بروید.

من واقعا نمی دانم چگونه این تمیز کردن حملات با انگیزه هستند اما من با بهره گیری از دیدن این اتفاق می افتد در اطراف خانه من. من نیاز به خارج شدن دوربین من.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>