عصبانی یقین

وضعیت فعلی امور باعث می شود من منعکس کننده بر روی یک صحنه در فیلم فارست گامپ. صحنه زمانی است که ستوان دن در جنگل میگو قایق بسته در “کلاغ لانه” در طول یک طوفان خشن. ستوان دن طعمه مادر طبیعت با کلامی یورش حرکت صعودی خود را از سر راه “است که این همه شما کردم ؟” به دنبال با یک متلک bellicose خنده.

من از این فکر می کنم چرا که من هم اکنون به عنوان جهنم دیوانه. چگونه این “چیز” مورد تاخت و تاز روح جمعی ما. مصرف مداوم هزاران نفر از زندگی و کسب و کار و حساب های پس انداز جوامع سرقت ما نسل جوان از آنچه که باید باشد, به یاد ماندنی فصل از سال ارشد خود را در مدرسه تجربه جدید شغلی و خانواده گرامی حوادث طولانی در برنامه ریزی است.

من عصبانی هستم شهر ما در مستند است. من عصبانی هستم که بسیاری از آنها به تنهایی درگذشت.

من فقط آرامش چون من 100 درصد مطمئن است که این “چیز” بیش از حد خواهد شد. فقط به عنوان جنگ ما گرفته شده عزیزان. فقط به عنوان دیکتاتورها قتل عام میلیون ها نفر. ما غلبه خواهد کرد.

ما را از انجام آنچه باید انجام شود به منظور بازگشت به آنچه که من اعتراف چیزهایی هستند که من گرفته شده برای اعطا. یک روز آفتابی کردن در رویدادهای عمومی مراقبت های بهداشتی کارگران و مهمتر از همه خسته کننده دولت در پاسخگویی.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>